مرکز افکارسنجی ملت، در گزارشی با عنوان «معرفی شاخصهای جهانی سنجش افکار عمومی (۴): شاخصهای سنجش فقر ذهنی»، به بررسی مفهوم فقر ذهنی، روشهای اندازهگیری آن و تجربه کشورهای مختلف در این حوزه پرداخته است. هدف این گزارش، شناسایی شاخصها و روشهای معتبر بینالمللی برای سنجش فقر ذهنی و ارائه چارچوبی مناسب برای استفاده از این شاخصها در پیمایشهای ملی و سیاستگذاری اقتصادی و اجتماعی ایران است.
این گزارش با مرور رویکردهای نظری و روشهای کمی و کیفی سنجش فقر، نشان میدهد که شاخصهای متعارف مبتنی بر درآمد و مصرف، بهتنهایی قادر به بازنمایی کامل وضعیت معیشتی مردم نیستند و لازم است تجربه زیسته و برداشت افراد از شرایط اقتصادی خود نیز مورد توجه قرار گیرد. مهمترین یافتهها و نتایج گزارش به شرح زیر است:
مفهوم فقر و رویکردهای سنجش آن
- فقر پدیدهای پیچیده و چندبعدی است که صرفاً به کمبود درآمد محدود نمیشود، بلکه ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و روانی را نیز در بر میگیرد. در تبیین علل فقر، سه دسته عوامل فردی، ساختاری و محیطی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفتهاند.
- در رویکرد عینی، فقر در سه قالب «فقر مطلق»، «فقر نسبی» و «فقر چندبعدی» بررسی میشود. فقر مطلق به ناتوانی در تأمین نیازهای ضروری، فقر نسبی به محرومیت در مقایسه با استانداردهای جامعه و فقر چندبعدی به محرومیت همزمان از ابعاد مختلف رفاه مانند آموزش، سلامت و استانداردهای زندگی اشاره دارد.
- شاخصهای عینی مانند درآمد، مصرف و هزینه، اگرچه برای اندازهگیری رسمی فقر ضروریاند، اما نمیتوانند احساس ناامنی اقتصادی، فشارهای معیشتی و محرومیت نسبی افراد را بهطور کامل نشان دهند.
مفهوم و اهمیت فقر ذهنی
- فقر ذهنی به ارزیابی افراد از وضعیت اقتصادی و معیشتی خود اشاره دارد و عواملی مانند احساس فقیر بودن، میزان رضایت از وضعیت مالی، توانایی تأمین هزینههای زندگی و مقایسه شرایط اقتصادی با گذشته را در بر میگیرد.
- فقر عینی و فقر ذهنی لزوماً همپوشانی کامل ندارند؛ بهگونهایکه ممکن است خانواری براساس شاخصهای درآمدی غیرفقیر شناخته شود، اما بهدلیل فشارهای اقتصادی و دشواری تأمین هزینهها، خود را فقیر بداند. ازاینرو، سنجش فقر ذهنی باید بهعنوان مکمل شاخصهای عینی مورد استفاده قرار گیرد.
روشها و شاخصهای سنجش فقر ذهنی
- روشهای اندازهگیری فقر ذهنی به دو رویکرد اصلی «کیفی» و «کمی پولی» تقسیم میشوند. رویکرد کیفی بر ارزیابی افراد از وضعیت مالی، کفایت درآمد و چشمانداز اقتصادی خانوار تمرکز دارد؛ درحالیکه رویکرد کمی پولی به برآورد حداقل درآمد یا هزینه موردنیاز برای تأمین نیازهای اساسی میپردازد.
- در رویکرد کیفی، پرسشهایی درباره وضعیت اقتصادی فعلی، تغییر شرایط نسبت به گذشته، پیشبینی وضعیت آینده و میزان دشواری تأمین هزینههای زندگی مطرح میشود. این روش بهدلیل سادگی و قابلیت فهم، برای پیمایشهای گسترده و تلفنی مناسب است.
- در رویکرد کمی پولی، «سؤال حداقل درآمد» یکی از پرکاربردترین ابزارهاست که از پاسخگویان میخواهد حداقل درآمد لازم برای تأمین نیازهای اساسی خانوار را مشخص کنند. این روش امکان برآورد خط فقر ذهنی و انجام تحلیلهای آماری را فراهم میکند.
- چهار تکنیک اصلی تخمین خط فقر ذهنی شامل «خط فقر لیدن»، «روش نقطه تقاطع»، «خط فقر شبهلیدن» و «تکنیک مبتنی بر شاخص یودن جی» است. این روشها براساس مفروضات و دادههای متفاوت عمل میکنند و لزوماً به یک خط فقر واحد منجر نمیشوند.
تجربه کشورهای مختلف
- گزارش، تجربه سنجش فقر ذهنی در آمریکا، مالزی، بریتانیا، پیمایش عرب بارومتر، مرکز تحقیقات پیو و اتحادیه اروپا را بررسی کرده است. این مطالعات نشان میدهد که کشورها از شاخصهای متفاوتی برای شناخت فشارهای معیشتی، کفایت درآمد و احساس محرومیت استفاده میکنند.
- در برخی روشها، علاوه بر درآمد، عواملی مانند حمایت اجتماعی، تحصیلات، روابط خانوادگی و امکان خروج از فقر در آینده نیز بررسی میشوند. همچنین، در رویکرد مشارکتی و روش محرومیت از ضروریات، برداشت مردم از نیازهای اساسی و تجربه زیسته آنان مبنای سنجش قرار میگیرد.
- بررسی تجربههای بینالمللی نشان میدهد که هیچ شاخص واحدی برای سنجش فقر ذهنی در همه جوامع مناسب نیست و انتخاب روش باید متناسب با شرایط اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی هر کشور انجام شود.
نتایج و پیشنهادهای سیاستی
- گزارش استفاده از یک ابزار ترکیبی کوتاه را برای سنجش فقر ذهنی در ایران پیشنهاد میکند که شامل «خودارزیابی وضعیت اقتصادی»، «ارزیابی کفایت درآمد»، «تجربه محرومیت از ضروریات زندگی» و «سؤال حداقل درآمد موردنیاز» باشد.
- ترکیب روشهای کمی و کیفی میتواند ضمن افزایش دقت سنجش فقر ذهنی، امکان اجرای پیمایشهای تلفنی و مقایسه نتایج با شاخصهای عینی فقر را فراهم سازد.
- از مهمترین پیشنهادهای گزارش میتوان به تدوین چارچوب بومی سنجش فقر ذهنی، گنجاندن شاخصهای ذهنی در کنار شاخصهای عینی در پیمایشهای ملی و پایش مستمر فقر ذهنی برای شناسایی زودهنگام نارضایتیهای معیشتی و اجتماعی اشاره کرد.
در مجموع، گزارش تأکید میکند که شناخت دقیق وضعیت فقر و رفاه در جامعه، نیازمند توجه همزمان به شاخصهای اقتصادی و برداشت مردم از شرایط زندگی خود است. استفاده ترکیبی از این شاخصها میتواند زمینه سیاستگذاری دقیقتر و شناسایی بهتر نیازهای گروههای آسیبپذیر را فراهم کند.
دانلود گزارش در زیر.
پایان/