مرکز افکارسنجی ملت در قالب مجموعه گزارشهای «معرفی شاخصهای جهانی سنجش افکار»، در سومین گزارش خود با عنوان «شاخصهای رفاه ذهنی از منظر افکار عمومی»، به بررسی مفهومی و تطبیقی مفهوم رفاه ذهنی پرداخته است. این گزارش با مرور ادبیات نظری و شاخصهای بینالمللی، تلاش میکند چارچوبی روشن برای فهم و سنجش رفاه ذهنی در مطالعات افکار عمومی ارائه دهد.
رفاه ذهنی در سالهای اخیر به یکی از مفاهیم کلیدی در سنجش وضعیت اجتماعی جوامع تبدیل شده است. برخلاف رویکردهای سنتی که رفاه را عمدتاً در شاخصهای مادی و اقتصادی جستوجو میکردند، ادبیات جدید علوم اجتماعی و روانشناسی بر ارزیابی افراد از کیفیت زندگی، میزان رضایت از زندگی، تجربه عواطف مثبت و منفی و برداشت آنان از موقعیت فردی و اجتماعی خود تأکید دارد. این تحول مفهومی، ضرورت بازاندیشی در ابزارهای سنجش و شاخصهای مورد استفاده در مطالعات اجتماعی را دوچندان کرده است.
در این گزارش، رفاه ذهنی بهعنوان یک «سازه چندبعدی» معرفی شده که صرفاً به احساس شادی محدود نمیشود. بر اساس جمعبندی ارائهشده، این مفهوم در دو بعد اصلی شامل رضایت از زندگی و عواطف و تجربیات روزانه صورت بندی شده است. با این حال، در برخی مطالعات ابعاد دیگری نیز به این چارچوب افزوده شدهاند؛ از جمله سعادتمندی، احساس تعلق و امنیت اجتماعی، ارزیابی وضعیت اقتصادی، تصویر ذهنی از خود، اعتماد و نیز ارزیابیها و مقایسههای ذهنی ـ اجتماعی.
گزارش دو رویکرد اصلی در سنجش رفاه ذهنی را معرفی میکند. در رویکرد اروپایی، رفاه ذهنی در پیوند با عملکرد دولت رفاه، کیفیت خدمات عمومی، میزان حمایت اجتماعی و رضایت از نهادهای رفاهی ارزیابی میشود. در مقابل، رویکرد غیراروپایی بر ارزیابی فرد از زندگی، رضایت شخصی و تجربه عواطف مثبت و منفی تمرکز دارد و بیشتر بر جنبههای فردی تأکید میکند.
در بخش دیگری از گزارش، مهمترین شاخصهای بینالمللی سنجش رفاه ذهنی معرفی شدهاند؛ از جمله شاخصهای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی (OECD)، سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بانک جهانی، مؤسسه گالوپ و سایر پروژههای بینالمللی. این شاخصها هر یک با چارچوب مفهومی و ابزارهای پرسشنامهای مشخص، ابعاد مختلف رفاه ذهنی را اندازهگیری میکنند.
در ادامه، به وضعیت مطالعات داخلی نیز اشاره شده و تلاشهای صورتگرفته برای بومیسازی شاخصهای رفاه ذهنی در ایران مورد توجه قرار گرفته است.
در جمعبندی گزارش تأکید شده است که مفاهیم علوم انسانی از جمله رفاه ذهنی، ماهیتی پیچیده و فرهنگمحور دارند و نمیتوان آنها را صرفاً با شاخصهای مادی سنجید. از اینرو، بومیسازی شاخصها و انجام سنجشهای مستمر و منظم، میتواند زمینه را برای پایش دقیقتر وضعیت اجتماعی و بهرهگیری مؤثرتر از دادههای افکار عمومی در سیاستگذاری فراهم سازد.