ناآرامیهای اجتماعی صرفاً بهعنوان مجموعهای از کنشهای خیابانی، رخدادهای امنیتی یا واکنشهای مقطعی به یک تصمیم خاص قابل فهم نیستند. این پدیدهها در لایهای عمیقتر، بازتابی از انباشت نگرشها، ادراکها و احساسات جمعی نسبت به وضعیت جامعه، شیوه حکمرانی و چشمانداز آیندهاند. از این منظر، ناآرامیهای اجتماعی را باید نشانهای از نحوه تجربه زیسته شهروندان از نظم اجتماعی مستقر دانست؛ تجربهای که الزاماً در شاخصهای رسمی یا دادههای عینی قابل مشاهده نیست، اما در ذهن و احساس افراد حضوری پررنگ دارد.
درک ناآرامیهای اجتماعی مستلزم توجه همزمان به دو بُعد است: بُعد شناختی، یعنی ارزیابیهای مردم از وضعیت اقتصادی، عدالت، کارآمدی نهادها، پاسخگویی حاکمیت و امکان بهبود شرایط؛ و بُعد عاطفی، یعنی احساساتی چون خشم، ناامیدی، بیاعتمادی، اضطراب یا احساس بیقدرتی که در زندگی روزمره انباشته میشوند. حتی در شرایطی که برخی شاخصهای عینی بهبود مییابند، تداوم یا تشدید ناآرامیهای اجتماعی میتواند نشاندهنده شکافی معنادار میان ادراک مسئولان از شرایط عمومی کشور و تجربه ذهنی شهروندان باشد.
پیمایش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف نگرشی و احساسی مرتبط با ناآرامیهای دی ۱۴۰۴ طراحی شده است. نتایج این مطالعه در دو فصل ارائه میشود. در فصل نخست، موضوعاتی از جمله برداشت مردم از اصلیترین علل ناآرامیهای اخیر، ارزیابی عملکرد نیروهای نظامی و امنیتی، میزان خشونت رخداده، نتایج این ناآرامیها و سطح اعتماد به روایت نهادهای رسمی مورد بررسی قرار گرفته است. در فصل دوم، با مرور نتایج پیمایشهای پیشین مرکز افکارسنجی ملت، تلاش شده زمینهها و عوامل مؤثر بر شکلگیری این ناآرامیها بهصورت جامعتر بحث و بررسی شود.
یافتههای این پیمایش میتواند برای سیاستگذاران و تصمیمگیران روشن سازد که ناآرامیهای دی ۱۴۰۴ بیش از آنکه صرفاً ناشی از یک عامل یا سیاست واحد باشند، محصول همزمان ارزیابیهای ذهنی و تجربههای احساسی و ادراکی مردم از شرایط عمومی زیست خود بودهاند. چنین شناختی زمینهای فراهم میکند تا ریشههای ناآرامیها از منظر افکار عمومی بهتر فهم شود و فاصله میان سیاستهای رسمی و ادراک و احساس شهروندان با دقت بیشتری مورد توجه و برنامهریزی قرار گیرد.